گل!
هر جا لفظ گل بدون اضافه به اسم درختی ذکر شود، خاص گل سرخ مراد است که به عربی وِرد گویند و اگر اضافه به اسم درختی شود در آن صورت عام است، مثل: گل سوسن، گل نرگس و….تعریف گل:گل عبارت است از اندامی که از برگهای تغییر شکل یافته، ساخته شده است و در آن سلول های نر و سلول های ماده تشکیل می شود.گل از دو قسم متمایز به نام پریانت و دستگاه مولد تشکیل یافته است. پریانت عبارت است از برگه های سبز و یا رنگینی که دستگاه مولد نبات را احاطه نموده است و برای نظافت آن به کار می رود. پریانت و دستگاه مولد نبات نیز هر یک از دوجز تشکیل یافته اند: جام و کاسه اجزای پریانت و نافع و مادگی اجزا دستگاه مولد به شمار می روند.1-کاسه از مجموع برگهای سبز رنگ بنام کاس برگ تشکیل یافته است و در قسم خارجی گل دیده می شود و و غنچه را می پوشاند.2-جام: مجموع گلبرگهای یک گل، جام آن را تشکیل می دهند.3-نافع یکی از قسمت های اساسی گل می باشد و جزو دستگاههای مولد آن به شمار می رود و از عده زیادی میله های باریک بنام پرچم مانند قطعات دیگر از تغییر شکل و برگ به وجود آمده و کلور و پلاست خود را از دست داده است تشکیل یافته و مولد دانه گرده و گامت نر می باشد.4-مادی، دستگاهی است که مانند جامع و نافع از برگهای تغییر شکل یافته ای که «کارپل » نامیده می شوند تشکیل یافته اند و مولد تخمک و گامت ماده می باشد. ضرب المثل ها:1-گل در دامن خار است و زر در کیسه خارا(سلمان ساوجی)2-از صد گل یک گلشن شکفته یا گلی از هزار گلشن شکفته3-اگر گل به دست داری مبوی(کنایه از شتاب کن، عجله کن )4-از گل بویی و از خرس مویی5-از گل نازک تر به کسی نگفتن6-از گلها چه گل(کنایه ازکدام اصل و خاندان)7-از یک گل بهار نمی شود8-پهلوی هر گل نهاده خاری است9-گل بود به سبزه نیز آراسته شد10- گل به بوستان بردن11- گل بی خار نچیده است کسی(جامی)12- گل راضی، بلبل راضی، باغبان رضا نیست.13- گل سرسبد14- گل کاغذین بوی ندهد15- گل گفتن و گل شنفتناز صفات گل:بی رنگ- بلبل شکار- بی خار- پیش رس- تازه- تازه رس- تردامن- خود رای- خوش رنگ- دست خورده- سحر خیز- سیراب- شبنم فروش- شنبم فریب- شوخ چشم- نیم رنگ-از تشبیهات:1-اطلس گل:یا رب آن شعر سیاه تو چه خوش بافته است کش حریر سمن و اطلس گل آستر است (خواجه سلمان)2-پیاله گل:صبا شراب صفا ریخت در پیاله گل به یک پیاله مل گشت روی گلناری (خواجه سلمان)3-پیکان گل:پیش پیکان گل و خنجر بید از پی آن تا نسازند نگین و نسگالند جدل (انوری)4-پیمانه گل:صبحت نیکان بود اکسیر نا قص طینتان می شود یاقوت در پیمانه گل ژاله ها (صائب تبریزی)5-جام گل:شب در خمار باده وصل تو بود مهر در جام گل کشید ز شبنم شراب صبح (نعمت خان عالی)6-صبوی گل:آبی نزد بر آتش بلبل در این بهار خالی است از گلاب مروت صبوی گل (صائب تبریزی)7-سفره گل:سعی کن کز سفره گل برگی می رسی کز چمن زد بلبل سرمست گلبانگ صلا (خواجه سلمان)8-شیشه گل:از صاف رنگ و بوی تو دُردی که مانده بود در شیشه گل قدح لاله ریختند (نعمت خان عالی) گلبرگ 1 ص 1موضوع: گل های رنگارنگ 1 (رنگ گل)مقدمه:در این جهان بزرگ، انواع و اقسام رنگها وجود دارد. گیاهان، حیوانات و جانوران و جمادات و کلا تمام آن چیزی که در این دنیا وجود دارد، هر کدام دارای طرح و رنگ و عجیب و جالب خاص خود می باشند.خیلی از سوالات ما بعد از فهمیدن اقسام و فلسفه رنگ ها، پاسخ داده می شود . مثلا: چرا در عروسی ها از رنگهای شاد استفاده می کنند؟ چرا درویش ها از رنگ سبز استفاده می کنند؟ چرا سالمندان از رنگ سفید استفاده می نمایند؟ و…توضیح:نور خورشید وقتی در شعاع های خاصی قرار بگیرد، رنگ های هفت گانه مختلفی از خود ساطع می کند.این هفت رنگ عبارتنداز:قرمز- نارنجی- سبز- زرد- آبی- نیلی- بنفشدر این بین یک تقسیم بندی راجع به رنگ ها انجام داده اند. در این تقسیم بندی، رنگ ها به رنگ های اصلی و فرعی تقسیم می شوند.رنگهای اصلی عبارتنداز: قرمز- آبی- سبز- زردو بقیه رنگ ها از ترکیب رنگ ها ی اصلی تشکیل می شوند. مثلا رنگ نارنجی از ترکیب دو رنگ زرد و قرمز تشکیل می شود. نارنجی= قرمز+ زردما در یک تقسیم بندی، گل ها را از لحاظ رنگ این چنین تقسیم می کنیم:گل: الف) همه می پسندند مثلا: رنگ قرمز (گل محمدی) ب) برخی می پسندند: مثلا: رنگ آبی (گل رزآبی)نتیجه گیری در تمثیل:رنگ گل همان ظهور و بروز گل است. مثلا یک گل به رنگ قرمز دیده می شود و ظهور پیدا می کند و یک گل به رنگ زرد. وبرخی از ظهور و بروز ها را همه می پسندند و دوست دارند و برخی دیگر را تنها بعضی می پسندند.الگو گیری در رفتار: در مورد زن و دختر هم مسئله چگونگی ظهور و بروزش و رفتارش مورد بررسی قرار می گیرد همانطور که گفته اند: رفتار هر شخص نشان دهنده شخصیت آن فرد است.بنابراین برای زن یا دختر هم نسبت به نوع رفتار ها و اعمالش این گونه تقسیم می کنیم:زن: الف) همه از او راضی هستند و او را دوست دارند 1- خدا 2- دیگران : هم در دنیا، هم در آخرت ب) تنها برخی از او راضی هستند و او را دوست دارند: برخی از مردم، تنها در دنیایک زن یا یک دختر باید در رفتارش الگو گیری کند و الگویش باید یک انسان کامل باشد. مثل حضرت زهرا سلام الله علیها که هم سرور زنان دنیاست، هم سرور زنان آخرت.بیشتر بدانیم:در تابش نور خورشید که دارای هفت رنگ می باشد، شعاع رنگ ها با هم متفاوت بوده و یکسان نمی باشد، و به طور یکسان و برابر، انحراف را قبول نمی کنند. شعاع رنگ قرمز، از همه کمتر منحرف می شود، بعد از آن نارنجی،و بعد سبز، سپس آبی، بعد از آن بنفش و بعد زرد می باشد، قرمز انحراف را از همه کمتر قبول می کند و این به آن معنی می باشد که حرارت آن زیاد می باشد و هم روز و هم شب در هر موسمی مشاهده می شود، ظهر ساعت دوازده سایه آن کم می باشد، شعاع قرمز اثر آتشی زیادی دارد. بخاطر همین مزاج آن گرم و خشک می باشد. مزاج رنگ ها به ترتیب زیر می باشد:1-مزاج رنگ قرمز: گرم و خشک2-مزاج رنگ زرد: گرم و تر3-مزاج رنگ آبی : سرد و تر4-مزاج رنگ بنفش: سرد و خشک5-مزاج رنگ نارنجی: گرم محض6-مزاج رنگ سبز: تر محض7-مزاج رنگ لاجوردی : سرد محض8-مزاج رنگ قهوه ای :خشک محض تذکر: پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله فرمودند: بهشت مشتقاق دیدار چهار زن است: اول مریم دختر عمران، دوم آسیه زن فرعون، سوم خدیجه دختر خویلد(همسر پیامبراسلام)، چهارم فاطمه سلام الله علیها .[1] گلبرگ 2 موضوع: گل های رنگارنگ 2 (رنگ گل)مقدمه: بشر در سطح وسیعی در زندگی خویش از رنگ ها استفاده می نماید. رنگ لباس، اتاق، بستر، تصاویر و مناظر، فرش، اثاثیه و مبلمان منزل و محل کار را طبق سلیقه خود انتخاب می نماید.دانستن خصوصیت رنگ ها و تشکیل آن ها، کمک زیادی در انتخاب رنگ ها و انتخاب شیوه زندگی به ما می کند.توضیح:یکی دیگر از تقسیم بند هایی که راجع به رنگ انجام می دهند، تقسیم رنگ ها به رنگ گرم و رنگ سرد می باشد. برای درک بیشتر این معنی توضیحی را بیان می کنیم.شما می توانید برای هر کدام از چهار رنگ اصلی یک نمونه از طبیعت مثال بزنید و طبع و مزاج آن را تشخیص دهید.مثلا: برای رنگ قرمز و زرد می توانید مثال آتش را بزنید که گرمی و سوزاندن آتش برای همه قابل درک است. برای رنگ آبی، مثال آب را بزنید که سردی آن در حالت طبیعی قابل لمس است. یا برای رنگ سبز، مثال درخت و چمن و سبزه می توان زد که با لمس کردن آن ها، می توان سردی را حس کرد.بنابراین رنگ های قرمز و زرد را رنگ های گرم و رنگ های آبی و سبز را رنگ های سرد نامیده اند.دیدگاه انسان ها در مورد گل ها مختلف است، برخی رنگ گرم را می پسندند و برخی دیگر رنگ سرد.بستگی به نوع نگاه و نیاز آن شخص دارد. اگر موضوع عشق و وصال باشد از رنگ گرم استقبال می شود ولی اگر موضوع همدردی یا جدایی باشد از رنگ سرد استقبال می شود.نتیجه گیری در تمثیل: رنگ گرم و سرد، بستگی به نوع قرار گرفتن در برابر شعاع نور خورشید دارد و تغییرات اساسی در یک گل باعث می شود که رنگ آن قرمز شود یا آبی.همان طور که در بین گل ها، هم رنگ گرم وجود دارد هم رنگ سرد، یک زن نیز هم باید رفتار گرم داشته باشد و هم رفتار سرد. اما هر کدام در جای خود.(هر چیز به جای خویش نیکوست)1-رفتار گرم در جایی که بحث عشق به همسر و خانواده و فرزند در کار است ، رفتار سرد در جایی که بحث پاسخ دادن به نامحرم و بیگانه در میان باشد.2-یک زن در زندگی نیاز به نشاط و تحرک و تعامل صمیمانه دارد ولی در بیرون از خانه و در محیط جامعه نباید با نامحرمان گرم بگیرد و روابط صمیمانه و عاشقانه داشته باشد.3-یک زن، در محیط خانه و خانواده، می تواند برای پوشیدن لباس از رنگ های شاد و گرم استفاده کند ولی در بیرون محیط خانه، اجازه ندارد از رنگ های گرم و زننده استفاده کند.4-ما می توانیم گرمی و سردی را در نوع و تعداد دوستان هر شخص نیز مقایسه کنیم، مثلا کسی که رفتار گرم و صمیمانه تری داشته باشد، تعداد دوستانش بیشتر است ولی آن کس که رفتار سرد و دور از ابراز علاقه داشته باشد، تعداد دوستانش خیلی کم خواهد بود.بیشتر بدانیم:برخی از خواص رنگ ها:رنگ زرد: رنگ زرد بخاطر قرابت و نزدیکی با رنگ سفید، در آن یک نوع تیزی می باشد، زیرا روشنی را منعکس می سازد، در هر جا و هر چیزی که باشد، آن را درخشان و نورانی می گرداند.رنگ قرمز: رنگ قرمز ما بین رنگ زرد و آبی است، به همین دلیل، استقلال و اراده و همت و جوش را به همراه دارد.رنگ ارغوانی و بنفش: دارای اثرات انحطاطی می باشد، روشنایی را کم قبول می کند و در روشنایی کم ، رنگ آن روشن می گردد و نور مصنوعی مایل به قهوه ای می شود، برای پوست زیان آور است.رنگ نارنجی: رنگ شوخ می باشد. به خاطر این که از رنگ زرد و قرمز درست می شود، مزاج آن گرم می باشد. قدرت آن از تمامی رنگ ها بیشتر است.رنگ آبی: رنگ آبی دارای اثر اضمحلالی بوده و با هر رنگ دیگری ضعف و سردی پیدا می کند. در روشنایی زیاد روز اثر آن از بین می رود، و در روشنایی کم نیز ضعیف می گردد،چنان که در نور مصنوعی نیز ضعیف می گردد، تعلق آن بیشتر به رنگ سیاه است و به همین دلیل نور و روشنایی را جذب می نامید.رنگ سبز: در بین رنگ های ثانوی معروف و عالم گیر بوده و مزاج آن، اعتدال، تازگی، خنکی و توام با آرامش است.تذکر:امام علی علیه السلام: خِيَارُ خِصَالِ النِّسَاءِ شِرَارُ خِصَالِ الرِّجَالِ الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَ الْبُخْلُ فَإِذَا كَانَتِ الْمَرْأَةُ مَزْهُوَّةًلَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِهَا وَ إِذَا كَانَتْ بَخِيلَةً حَفِظَتْ مَالَهَا وَ مَالَ بَعْلِهَا وَ إِذَا كَانَتْ جَبَانَةً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يَعْرِضُ لَهَا[2] برخی از نیکوترین خلق و خوی زنان، زشت ترین اخلاق مردان است.مانند: تکبر، ترس، بخل. هر گاه زنی متکبر باشد، بیگانه را به حریم خود راه نمی دهد و اگر بخیل باشد، اموال خود و شوهرش حفظ می کند. و چون ترسان باشد از هر چیزی که به آبروی او زیان رساند، فاصله می گیرد. گلبرگ 3موضوع: گل های رنگارنگ 3(رنگ گل)مقدمه: هر آدمی، رنگ و رنگ هایی را پسند کرده و از آن استفاده می نماید. ما از روی استفاده هر شخصی از رنگ لباس و اشیاء مربوط به او، خیلی راحت می توانیم او را شناخته و پی به رفتار و کردار او برده و شخصیت او را شناسایی کنیم. البته هر چند این قوانین استثنا هم دارد ولی غالبا این ها را علم روان شناسی تایید کرده است.توضیح:تا حالا شده است که از دوستان بپرسید که از چه گلی و از چه رنگی خوشتان می آید؟ در مورد رنگ گل ها، هر کس یک پاسخی دارد و یک رنگ را انتخاب می کند. و این که مثلا یک نفر از رز قرمز خوشش می آید، به این معنی نیست که در نظر او رنگ سفید یا رنگ دیگری بد باشد، بلکه می گوید: رنگ سفید بد نیست، من من خوشم نمی آید.برخی از گل ها از یک رنگ برخوردار هستند و برخی از چند رنگ متفاوت و آن هایی که چند رنگ را با هم می پسندند، از گل های رنگارنگ بیشتر خوششان می آید و در گل خانه منزلشان از آن ها بیشتر استفاده می کنند.نتیجه گیری در تمثیل: برخی از گل ها یک رنگ دارند و برخی دیگر چند رنگ، ما نتیجه گرفیتم که در بین رنگ ها، رنگ بد نداریم و همه رنگ ها خوبند ولی برخی از انسان از یک رنگ استقبال می کنند چنانچه از رنگ دیگر آن چنان استقبالی ندارند.سبقت گرفتن در خوبی ها: در مورد زن یا دختر هم باید بگوییم که در رفتار های او نباید بدی باشد و همین طور بر خوبی هایش بیفزاید. و یا به سفارش قرآن «فاستبقوا الخیرات[3]» در کارهای خیر از دیگران سبقت بگیرد.بنابراین زن ها را از جهت خوبی و صفات حسنه داشتن این طور تقسیم می کنیم:زن :الف) یک خوبی دارند؛ مثل گلی که یک رنگ دارد. ب) چندین خوبی دارند؛ مثل گلی که چند رنگ دارد.بیشتر بدانیم:چنان چه زنی از رنگ سرخ استفاده کند، او طبیعتی زیاد از حد شوخ دارد و اگر علاقه او به رنگ شرابی باشد، محبت و عشق را خیلی زود جذب می نماید.زنی که از رنگ سبز سیر زیاد استفاده می نماید، زنی حسود می باشد. اگر از آبی زیاد استفاده می کند، با تقوا و پاک دامن است. ارغوانی نشان دهند شرافت و عفت می باشد و بعضی مواقع هم خیلی زود عاشق می شود. نارنجی و زرد نشان دهنده هوشیاری و علم می باشد. استفاده از قهوه ای نشان گر مکر و حلیه می باشد(البته این نکته ها استثنا هم دارند.)اثرات رنگ ها را شما خیلی راحت بر طبع خود می توانید محسوس نماید، از عوض شدن موسم، از رنگ اتاق خود و…هیچ می دانید که رنگ پل رود خانه تایمز لندن را از سیاه به سبز تغییر دادند و این باعث آن شد که بعد از آن خیلی کم اتفاق می افتد که کسی برای خود کشی به آن جا برود.تذکر:قال أَبِي جَعْفَرٍ( ع) فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً قَالَ الْخَيْرَاتُ الْوَلَايَةُ وَ قَوْلُهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً يَعْنِي أَصْحَابَ الْقَائِمِ الثَّلَاثَمِائَةِ وَ الْبِضْعَة[4] امام باقر علیه السلام فرمودند: در قول خداوند متعال که در کارهای خیر سبقت بگیرید، مراد از خیرات، ولایت هست.(یعنی در ولایت پذیری و ولایت محوری ما اهل بیت از یکدیگر سبقت بگیرید) و آن جا که خداوند متعال فرمود: هر جا باشید، خداوند شما را می آورد، مراد اصحاب و یاران امام مهدی عج الله تعالی فرجه است که سیصد و اندی هستند.گلبرگ 4موضوع: بوی گلمقدمه: بوی گل هابویایی یکی از حواس پنج گانه انسان ها است که اگر کسی از این حس برخورد دار نباشد، خیلی از چیز ها را نمی داند. مثلا بوی غذا ها را نمی تواند تشخیص دهد و بوی گل ها را نمی تواند حس کند. کسی که حس بویایی ندارد نه می تواند از بوهای بد خود داری کند و دوری گزیند و نه می تواند از بوهای خوش لذت ببرد و زندگی خود را شیرین تر کند. بنابراین از داشتن این نعمت بزرگ، خداوند کریم و بخشنده را شکر گزار باشیم.توضیح:یکی از ابعادی که گل ها را از هم متمایز می کند و نگاه انسان را به خود معطوف می دارد، بوی آن ها است.در واقع یکی از زیبایی های گل، بوی خوش آن است که خریدار گل از آن بهره مند می گردد.ما در یک تقسیم بندی، گل ها را از جهت بو، این چنین تقسیم می کنیم:گل :الف) بی بو: مثل: گل یخ، گل کاکتوس و… ب) بد بو 1- خیلی بد مثل: گل خرزهره2- بد مثل: گل آفتاب گردان ج) خوش بو 1- همه می پسندند مثل: گل محمدی 2- برخی می پسندند مثل: گل یاس، مریم و…نتیجه گیری در تمثیل: همانطور که دانستیم، گل ها یا بی بواند یا بد بواند و یا خوشبو. گلی مورد پسند و انتخاب قرار می گیرد که بوی خوشی داشته باشد؛ زیرا بوی خوش، رهگذر را به خود جذب می کند ولی بوی بد دیگران را فراری می دهد.خوش خلقی: بوی در گل را می توان تشبیه به خلق و خوی در زن کرد و طبق تقسیم بندی بالا، در مورد زن به این تقسیم بندی می رسیم:زن: الف) نه خوبند نه بد ، نه دوستی دارند و نه دشمنی. ب) بد اخلاق هستند 1- خیلی بد اخلاقند: غیر قابل تحمل برای هر شخص 2- بد اخلاقند :گاهی می شود آن ها را تحمل کرد. ج) خوش اخلاق هستند 1- همه اخلاق او را می پسندند 2- برخی از افراد اخلاق او را می پسندندبیشتر بدانیم:عبدالله موسی بن جعفر(علیه السلام) می گوید: از پدرم پرسیدم: آیا دو فرشته ای که که به هر کسی گماشته شده اند خبردار می شوند که آن کس قصد گناه کرد یا نیت کار نیک نمود؟ حضرت فرمود: آیا بوی خلا(فضولات) و بوی عطر یکسان است؟ گفتم: خیر. فرمود: چون بنده نیت کار خیری کند بوی خوشی از او ساطع می شود، فرشته سمت راست به فرشته ای که در سمت چپ است می گوید: برخیز که وی در صدد کار نیکی است و چون به گناهی تصمیم می گیرد، بوی متعفنی از او استشمام می گردد، فرشته سمت چپ می گوید: برخیز که این شخص، کار بدی را نیت کرده است.[5] نآآآآآآآآآ تذکر: امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: إِنَ أَحْسَنَ الْحَسَنِ الْخُلُقُ الْحَسَنُ.[6]بهترین خوبی ها، اخلاق نیکوست. گلبرگ 5موضوع: شکوفایی گلمقدمه:دو مرحله اصلی برای گل وجود دارد و آن دو مرحله، یکی زمان غنچه بودن است و دیگری زمان شکوفا شدن.وقتی که گل غنچه است و رخ خود را کاملا آشکار نکرده است، خیلی تمایلی برای کسی بوجود نمی آورد، ولی وقتی این غنچه شکفته شد، دارای پیام خواهد بود.توضیح:گل، زمانی که شکفته می شود و غنچه اش باز می شود، به مخاطب چندین پیام می رساند. یکی از پیام ها این است که مخاطب را به سمت خود می کشاند و در واقع رهگذر را دعوت می کند به تماشای خود و این یعنی دعوت دیگران به خوبی هایی که یک گل دارد، که هر شخصی می تواند از این رنگ زیبای گل و از بوی خوش آن استفاده کند.اما اگر کسی خواست گل را بچیند و دیگران را ازدیدن چنین زیبایی محروم سازد، بدستش خار می نشاند و این در حقیقت یک نوع باز داشتن از کار بد می باشد.بنابراین می توان از تک تک حالت های گل درس گرفت و در زندگی خود، عملی ساخت.نتیجه گیری در تمثیل: امر به معروف و نهی از منکر:ما از گل، یک درس را به خوبی می توانیم فرا بگیریم و آن درس این است که، هم خود خوب باشیم و هم دیگران را به سمت کارهای خوب، دعوت کنیم.و همین طور سعی کنیم هم خود از بدی ها فاصله بگیریم و هم دیگران را از کارهای بد باز داریم.چرا که باز داشتن یا نهی کردن یک دوست یا یک خویشاوند، نوعی کمک به آن شخص است که او را از افتادن در مسیر انحرافی باز داشته ایم.اگر این امر و نهی را در جامعه پیاده کنیم، جامعه ما گلستان خواهد شد.این جا می توانیم به شرایط امر به معروف و نهی از منکر هم اشاره کنیم:1-احتمال تاثیر داده شود.2-در مرحله اول با زبان نرم و نیکو سخن بگوییم.3-دیگران را از منافع کار های خوب و مضرات کارهای بد، آگاه کنیم.4-اگر بزرگتر از ماست، با احترام و ادب برخورد کنیم.5-رفتار ما از روی دلسوزی و محبت باشد.بیشتر بدانیم:امر به معنی واداشتن است و معروف به معنای کار نیک.اصطلاح امر به معروف یعنی کسی را که عمل واجبی را ترک کرده است، به انجام دادن آن کار دعوت کنیم.امر به معروف و نهی از منکر، مثل نماز و روزه جز فروع دین محسوب می شود و انجام دادن آن ها واجب است.هر انسانی نسبت به کارهای پسندیده و ضروری که در جامعه به آن ها عمل نمی شود، مسئولیت دارد. بنابراین اگر واجبی در جامعه ترک شد، نمی توان در مقابل آن ساکت و بی تفاوت بود. تمام افراد جامعه باید برای به پا داشتن آن اقدام کنند.هنگامی لازم است حتما کسی را به معروف امر کنیم که این شرائط وجود داشته باشد:1-مطمئن باشیم که کاری را که ترک کرده، واجب است.2-احتمال بدهیم که امر کردن ما در او تاثیر می گذارد.3- بدانیم که شخص گناه کار تصمیم دارد گناه خود را تکرار کند.4-ضرر قابل توجهی به خودمان نرسد. مثلا آبروی ما نرود؛ مگر این که موضوع خیلی مهم باشد.5-آن شخص از مومنان باشد.توجه داشته باشیم که امام حسین علیه السلام قیام و نهضت خویش را با عنوان امر به معروف و نهی از منکر معرفی فرموده است.[7]تذکر: امام علی علیه السلام می فرمایند: گروهی منکر را با دست و زبان و قلب انکار می کنند، آنان تمامی خصلت های خوب در خود جمع کرده اند. گروهی دیگر، منکر را با زبان و قلب انکار می کنند، اما دست به کاری نمی برند، پس چنین کسی دو خصلت از خصلت های نیکو را گرفته و دیگری را تباه کرده است وبعضی منکر تنها با قلب انکار کرده است و با دست و زبان خویش اقدامی ندارند، پس دو خصلت را که شریف تر است تباه ساخته و یک خصلت را بدست آورده اند. و بعضی دیگر منکر را با زبان و قلب و دست رها ساخته اند که چنین کسی از آنان، مرده ای میان زندگان است.[8] گلبرگ 6موضوع: گل و غنچهمقدمه:زندگی هر فردی را می توان به دو مرحله تقسیم کرد. یکی مرحله خامی و دیگری مرحله پختگی. مرحله ای که در سن کم قرار دارد و شخصیت و ظهور و بروزی از خود نشان نمی دهد و مرحله ای که استعدادها شکوفا می شود و شروع می کند به بالندگی.در مرحله دوم، شخصیت شخص شکل گرفته و در بین جامعه ابراز وجود می کند.مراحل زندگی انسان 1- مرحله خامی2 -مرحله پختگی و شکوفاییتوضیح:گل تا زمانی که غنچه است و تمامی گلبرگ ها درون یک پوشش قرار گرفته اند و هنوز به مرحله جلوه گری نرسیده است، از دست برد نا اهلان و بیگانگان در امان خواهد بود. ولی همین که به مرحله شکوفایی رسید و شروع کرد به ناز کردن و جلوه نمایی، هر رهگذری قصد ضربه به گل را پیدا می کند. چرا که چیدن گل و او را از شاخ و برگ خود جدا کردن نوعی ظلم به گل است و باعث اذیت و آزار گل خواهد بود.بنابراین می توانیم عمر یک گل را این چنین تقسیم کنیم:گل الف) غنچه : کسی در پی آزار و اذیت او بر نمی آید.ب) شکوفایی: عمر گل چند ساعتی بیشتر طول نمی کشد و نابود و پژمرده می شود.نتیجه گیری در تمثیل:عفاف و حجاب:یک زن، تا زمانی که در پشت پوشش اسلامی خود قرار دارد و جلوه نمایی ندارد، مثل غنچه ای می ماند که از آسیب ها در امان است ولی همین که زن، حجاب خود را کنار زد و پرده عفت را از بین برد و شروع کرد به عشوه گری و رخ نمایی، مثل گلی می ماند که شکوفا شده و هر کسی در پی چیدن و از بین بردن او بر می آید.زن الف) با حجاب: از آسیب ها و آزار ها محفوظ می ماند.ب) بی حجاب: دچار آسیب ها و خطر ها خواهد شد. بیشتر بدانیم: فوائد بد حجابی!!!1-سستی خانواده: زنان بی حجاب به این موضوع فکر نکرده اند که اگر آنان می توانند دیده مردان را به خود جلب کنند، زنانی نیز هستند که با رخ نمایی بهتر در مقابل همسر او، وی را متلاطم کرده و کانون گرم خانواده را از هم جدا کنند. بنابراین بی حجابی یک رقابت نا سالمی است که دود آن اول به چشم خود شخص می رود.آری مردان هوس ران در این فکر می روند که با این همه زیبا رو دیگر چرا در سراسر عمر دل در گرو یک زن بسپاریم؟آمار روز افزون طلاق اثبات کننده این سخن است.2-نابودی عشق:عشق زمانی نمودار می شود که آدمی مدتی در جستجوی معشوق باشد و به آن دست نیابد. وقتی رسیدن معشوق رایگان و به آسانی نباشد، دل عاشق شیفته تر و بی قرار تر می گردد و وقتی به معشوق رسید از ترس از دست دادن محبوبش، حمایت و جانب داری را از او بیشتر می کند تا از او جدا نشود. اما آن که در خیابان و کوچه به وجود می آید هوس است نه عشق.به همین دلیل است که پسران هرزه از ازدواج با دخترانی که خود، آن ها را فریب داده اند، امتناع می ورزند.3-همدمی از جنس حیوان:اولین قربانی بد حجابی زنان هستند. اکنون در غرب بسیاری از زنان را می بینیم که به جای این که شریک زندگیشان یک انسان باشد، سگ یا گربه یا حیوان دیگری است. علت آن هم این است که وقتی در جامعه بی بند باری و برهنگی رواج پیدا کرد و مردان همسر دار به دنبال دیگر زنان برهنه رفتند، زنان تنها شده و همدم و شریک خود را از دست می دهند.4-پایین آمدن ارزش زن: زنی که با خواستگاری و تقاضای صادقانه، وجود او را طلب کردند با بی حجابی در موقعیتی قرار گرفته است که چشم های آلوده به او به عنوان یک کالای جنسی نگاه می کنند و برخی از زنان برای این که آن ها را نگاه کنند خود را آرایش می کنند، یعنی آن ها به خواستگاری مردان رفته و تقاضا می کنند که به آن ها نگاه کنند.تذکر:خداوند متعال می فرماید: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ….[9]ای پیامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مومنان بگو پوشش های خود را بر خود بپیچند…[10]«جلابیب» جمع جلباب و در معنی آن اختلاف است. راغب آن را پیراهن و روسری گفته(قمیص و خمار). مجمع البیان در لغت فرموده: روسری زن که وقت خروج از منزل سر و صورتش را با آن می پوشاند. صحاح آن را ملحفه(چادر مانند) گفته. ابن اثیر در نهایة آن را چادر و رداء معنی کرده است. در قاموس هست که آن پیراهن و لباس و گشاد کوچک تر از ملحفه یا چیزی است مثل ملحفه که زن لباس های خود را با آن می پوشاند.[11] متاسفانه آنان که با بی حجابی و برهنگی، ارزش گوهر وجودی خود را از دست داده اند می خواهند با مهریه سنگین این ارزش را به دست بیاورند و دوباره خود را عزیز کنند، در حالی که نمی دانند خانه از پای بست ویران است و آنان از همان ابتداعزت خود را زیر پا گذاشته و خود را بی قیمت نشان دادند.5-سقوط تربیت:زنی که به گفته ناپلئون با یک دست گهواره طفل را می جنباند و با دست دیگر جهان را، با بی حجابی خود چنان بی قیمت شد که مهار خود را هم از دست داد. موجودی که خود را رایگان در اختیار همگان قرار دهد و خود بازیچه دیگران شود چگونه خواهد توانست وجودی را پرورش دهد که جهان را تغییر دهد؟!6-آینده خراب: اگر جوان ناپاک و آلوده ای بخواهد دختری را گول بزند به دختران بی حجاب امیدوار است یا دختران با حجاب؟ رانندگانی که قصد سوء استفاده دارند در مقابل کدام یک توقف می کنند؟پیشنهاد گناه به کدام یک داده می شود؟کدام بیشتر در معرض آزار و اذیت و کنایة و متلک است؟خواستگاران کدام یک مرد زندگی هستند، آن که مجذوب برهنگی شده یا دومی که به پاکدامنی وی علاقمند شده است؟کدام یک در معرض دزدیده شدن است؟ انسان های هوس ران در فکر ربودن کدام یک خواهند بود؟7-فلج شدن کل جامعه:زن مرد را تربیت می کند و مرد اجتماع را، حالا اگر زن به جای تربیت، به فکر خود آرایی و تزیین خود باشد، چگونه نوبت به تربیت می رسد و در واقع باید به کسانی که می گویند: حجاب، نیمی از جامعه را فلج کرده است و پیشرفتی در سایه حجاب صورت نمی گیرد، باید گفت: بی حجابی کل جامعه را فلج می کند.8-چشم و دل: دختران خود نما در چشم ها جا دارند و زنان پوشیده در پشت صدف حجاب، در دل ها جا گرفته اند، به همین دلیل کثیف ترین جوانان نیز موقع ازدواج به دنبال دختری می گرددند که حتی برای یک بار هم با پسری ارتباط بر قرار نکرده باشد.[12] گلبرگ 7موضوع: گل و زنبورمقدمه:زنبور عسل وقتی مهیا برای تولید عسل می شود، شروع می کند به پرواز کردن و بر گل های مختلفی می نشیند و مواد اولیه تولید عسل را از گل ها تهیه می کند. شاید هزاران بار می نشیند و بر می خیزد تا بتواند چند گرمی عسل تولید کند و مورد مصرف ما قرار بگیرد.توضیح: یکی از خاصیت های زنبور عسل، نیش زدن است و وقتی بر گل می نشیند، شیره گل یا همان شهد گل را می مکد و برای تولید عسل به کندو می برد. شاید در ابتداء زنبور به گل نیش بزند ولی گل در مقابل، بهترین عضو خود یا جان که همان شهد باشد به زنبور می دهد که در نهایت به شیرین ترین و مقوی ترین غذا تولید می شود.نتیجه گیری در تمثیل:خوبی کردن: شما دانستید که در مرحله اول، زنبور چه رفتاری با گل انجام داد و در نهایت چه پاسخی را از گل شنید؟ زنبور به گل نیش می زند و بدی می کند ولی گل جواب بدی را با بدی نمی دهد، بلکه با خوبی پاسخ می دهد.ما یاد می گیرم اگر کسی به ما حرف بدی را گفت یا رفتار بدی را در حق ما انجام داد، سعی کنیم که جواب او را با خوبی بدهیم. چرا که این نوع برخورد، هم طرف مقابل را شرم گین می کند، هم یاد می گیرد با کسی بدی نکند و هم خودمان را عصبانی نکردیم و روز به روز به سمت خوبی ها حرکت می کنیم.بیشتر بدانیم:داستان امام علی علیه السلام و زنبور عسل:روزی حضرت رسول صلی الله علیه و آله و امیر المومنین علیه السلام در میان نخلستان ها نشسته بودند که زنبور عسلی شروع کرد دور پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله چرخیدن. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: یا علی! می دانی این زنبور چه می گوید؟ حضرت علی علیه السلام فرمود: خیر. رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: این زنبور امروز ما را مهمان کرده، می گوید: یک مقدار عسل در فلان محل گذاشتیم، امیر المومنین علیه السلام را بفرستید تا آن را از آن محل بیاورد. حضرت رسو ل صلی الله علیه و آله فرمود: ای زنبور! غذای شما که از شکوفه گل تلخ است، به چه علت آن شکوفه به عسل شیرین تبدیل می شود؟ زنبور گفت: یا رسول الله! شیرینی این عسل از برکت ذکر وجود مقدس شما و آل شما است، چون هر وقت مقداری از شکوفه استفاده می کنیم همان لحظه به ما الهام می شود که سه بار بر شما صلوات بفرستیم. وقتی که می گوییم: «اللهم صل علی محمد و آل محمد» به برکت صلوات بر شما عسل ما شیرین می شود.[13]تذکر:امام علی علیه السلام فرمودند: فَاعِلُ الْخَيْرِ خَيْرٌ مِنْهُ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْه[14] نیکو کار، از کار نیک بهتر و بدکار از کار بد، بدتر است. گلبرک 8موضوع: گل آفتاب گردانمقدمه:یکی از گل های بزرگ و زیبا، گلی است به نام گل آفتاب گردان یا گل آفتاب پرست. چرخش سرگل معمولا به سمت آفتاب است و چشمان خیره گل آفتاب گردان مرتبا به دستان نور و گرمای خورشید است.این گل چشم از آفتاب بر نمی دارد مگر این خود آفتاب غروب کند و به گل وعده دیدار برای صبح فردا دهد. وای چه انتظار سختی برای گل آفتاب پرست تا صبح فردا.توضیح: وقتی به این گل نگاه می کنیم، از بس سر به آسمان و خیره به خورشید بوده است، هم در شکل و هم در رنگ، رنگ و شکل آفتاب را گرفته است. شاید به همین خاطر باشد که از بس مطیع و پیرو خورشید است نام او را آفتاب پرست گذاشته اند.این نکته که برای رشد هر گیاهی نور و گرمای خورشید مورد نیاز هست را همه می دانیم ولی در گل آفتاب گردان به شکلی خاص تر مشاهد می کنیم. انگار خورشید را می پرستد.نتیجه گیری در تمثیل:هر آن چه در آسمان و زمین است، از حیوانات گرفته تا انسان ها. نباتات، جمادات همه و همه، خدای یکتا را پرستش می کنند و کسی جز خدای یگانه را لایق پرستش نمی بینند. بنابه پیام صریح آیات قرآن، همه چیز در این عالم هستی، تسبیح گوی خداوند عزیز هستند(يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزيزِ الْحَكيمِ )[15]هر چند ظاهر گل آفتاب گردان، این چنین می رساند که آفتاب را می پرستد، اما باطن گل آفتاب گردان چیز دیگری را می گوید. او هم خدای بزرگ و بی همتا را می ستاید ومی پرستد. ما یاد می گیریم که به جای پرستش خورشید، خدای یکتا را بپرستیم، چرا که خورشید هم یکی از نعمت ها و یکی از مخلوقات همان خدای یکتا است.در تمام لحظات فکر و ذکر ما خداوند باشد. همانی که تمام هستی و جان ما از اوست.به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست.[16]بیشتر بدانیم:داستان حضرت ابراهیم علیه السلام و مشرکان:حضرت ابراهیم علیه السلام یک زمانی خواست به مشرکان(همان کسانی که برای خدا شریک قایل می شدند و گاهی به جای خدا خورشید و ماه را می پرستیدند)، حجت را تمام کند و به آن ها بفهماند که این ها همه مخلوقات پرودگار هستند نه خود پرودگار، ابتدا حضرت ابراهیم علیه السلام مثل آن ها برخورد کرد و ماه و خورشید را به جای خدا پنداشت ولی پس از مدتی، زود گذری و زوال پذیری آن ها را به مشرکان یاد آور شد و گفت: خدا نباید از بین برود و باید جاودان و همیشگی باشد.در زمان حضرت ابراهیم علیه السلام هم ستاره پرستی و هم ماه پرستی و هم خورشید پرستی رواج داشته است و حضرت ابراهیم علیه السلام با همه این ها مبارزه کرد.1-چون شب بر او تاریک شد، ستاره ای دید. برای احتجاج با مشرکان گفت: این پروردگار من است. آن گاه چون افول کرد، گفت: زوال پذیران را دوست ندارم.2-چون ماه را تابان دید، گفت: این پروردگار من است و چون فرو شد، گفت: اگر پروردگارم مرا هدایت نکند بی گمان از گمراهان خواهم شد.3-پس وقتی که خورشید را طالع دید، گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است و چون فرو شد، گفت: ای قوم! همانا من از آن چه شریک خدا می پندارید بیزارم.4-به راستی من خالصانه روی دل به سوی کسی داشته ام که آسمان ها و زمین را آفرید و من از مشرکان نیستم.[17]تذکر:مراحل خود سازی در کلام امام علی علیه السلام:«مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ وَ مَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِرَ وَ مَنْ خَافَ أَمِنَ وَ مَنِ اعْتَبَرَ أَبْصَرَ وَ مَنْ أَبْصَرَ فَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِم»کسی که اعمال خود را مورد محاسبه قرار داد، سود می برد و آن کس که از خود غفلت کند، زیان می بیند وکسی که از خدا بترسد، ایمن باشد و کسی که عبرت آموزد، بصیرت و آگاهی می یابد و آن کس که آگاهی یابد، می فهمد و آن کس که بفهمد دانش آموخته است[18] گلبرک 9موضوع: گل و خاک خوبمقدمه: باران که در لطافت طبعش خلاف نیست در باغ لاله روید و در شوره زار خس[19]یکی از مقدمات رشد و تعالی یک گیاه یا گل، خاک مناسب و حاصل خیز است، هم چنان که آب و آفتاب و شرایط دیگر هم لحاظ می شود.توضیح:اگر دو دانه از یک نوع گل داشته باشیم و یک دانه را در شوره زار و دیگری را در باغ و لاله زار بکاریم ، می بینیم که در باغ ، لاله روییده است و در شوره زار خس. و اگر گلی خوب به بار نشست، باید نگاه کنیم که زمینه ها را چگونه برایش فراهم ساخته ایم و یکی از زمینه ها، کاشتن بذر در خاک خوب است و هم نشینی با خاک خوب است که گلی خوب تحویل می گیریم.زمین شوره سمبل بر نیارد در او تخم و عمل ضایع مگردان[20]نتیجه گیری در تمثیل: دوست خوب:با بدان یار گشت همسر لوط خاندان نبوتش گم شدسگ اصحاب کهف، روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد[21]همانطور که یک گیاه یا یک گل اگر همنشین با خاک خوب بود، گل خوب می روید، و اگر با خاک و زمین بد همراه بود، نتیجه بدی تحویل می دهد، انسان هم اگر با دوست خوب قرین و همراه شد، عاقبتش خیر می شود ولی اگر با دوست و رفیق بد و گناه کار همراه شد، عاقبتش گمراهی است.پس در انتخاب دوست، دقت کنید.بیشتر بدانیم:شعر:گلی خوشبوی در حمام روزی رسید از دست محبوبی به دستمبدو گفتم که مشکی یا عبیری که از بوی دل آویز تو مستمبگفتا: من گلی ناچیز بودم ولیکن مدتی با گل نشستمکمال همنشین در من اثر کرد وگرنه من همان خاکم که هستم[22] گل چو شود قرین گل گیرد رنگ و بوی او قدر نبات یافت چوب از اثر مصاحبت[23] (مغربی)تذکر: امام علی علیه السلام فرموده اند: الغَريبُ مَن لم يَكن له حَبِيبٌ، و الصدیق من صدق غیبة[24]تنها، کسی است که دوستی ندارد و دوست آن است که در نهان، آیین دوستی را رعایت کند. گلبرک 10موضوع: گل و کوهسارمقدمه:گاهی به صورت اتفاقی گذری به کوهساران می کنی و جاهایی را می بینی که شاید تا به حال، کسی آن جا را ندیده است، زیبایی هایی را مشاهده می کنی که تو را به تعجب وا می دارد. صحنه هایی وجود دارند که واقعا ناب و استثنایی هستند.توضیح: در بین زیبایی هایی که مشاهده می کنی، مثلا در دره هیمالیا، گلی را می بینی که هم زیبا است و هم خوشبو و شاید اصلا تا بحال نمونه او را ندیده باشی.یک سوال برایت به وجود می آید که گل به این زیبایی و خوشبویی برای چه کسی رویده شده؟ و چه کسی از این بهره می برد؟ در دره ای که شاید سالها هم کسی از آن جا عبور نکند.ولی در می یابیم که حکمت هایی وجود دارد که شاید ما از آن مطلع نیستیم. و گل تنها برای دیده شدن نمی روید.نتیجه گیری در تمثیل: اخلاص:گل برای دیده شدن نمی روید، رنگ آن و بوی خوش آن تنها منحصر نمی کند به جایی که در معرض دید دیگران باشد.ما هم باید یاد بگیریم، کارهایمان را تنها برای رضای خدا انجام بدهیم و نه برای دیده شدن و به به گفتن این و آن. یاد بگیریم که تکلیفمان را به خوبی انجام بدهیم و چشم داشتی از دیگران نداشته باشیم.یک زن باید توجه داشته باشد که اگر خود نمایی های خود را تنها برای داخل خانه و برای شوهر خود گذاشت، فکر نکند که دیگر گل نیست. بلکه شاید بهترین گل باشد.جلوه نمایی و خود آرایی خود را برای رضای خدا، تنها برای شوهر خود بگذارد نه برای هر بیگانه سود جوی بی مهری.(ر.ک:رنجبر،محمد رضا؛سلوک باران ، دفتر اول،ص 64)بیشتر بدانیم:اخلاص عبارت است از پاک ساختن قصد تقرب به خداوند از هر گونه شائبه و آلایش.رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: اخلاص این است که بگویی پروردگار من همانا خداوند است و سپس به اوامر و عبادت او چنان چه که فرموده است بکوشی.در قرآن مجید بارها به اخلاص در عمل توصیه و تاکید شده است:1-و به آن ها امر نشد مگر این بپرستند خدا را و دین خود را در جهت رضای او پاک و خالص کنند.(بینه/4)2-همانا دین خالص برای خداوند است.(زمر/3)مهم ترین آفت اخلاص، ریا است. امام صادق علیه السلام فرمودند: هر ریایی شرک است، کسی که به خاطر مردم عمل و عبادت کند، اجر او بر مردم است وکسی که برای خدا عمل و عبادت کند، اجر او بر خداوند است.[25] از رسول خدا صلی الله علیه واله پرسیدند: فردای قیامت نجات و رستگاری چیست؟ فرمود: نجات در آن است که با خدا خدعه و نیرنگ نکنید که او نیز با شما خدعه خواهد کرد؛ زیرا هر کس با خداوند خدعه کند خدا با او بنیرنگ پاداش دهد، و ایمان را از دل او بیرون برد، و اگر بفهمد در واقع با خویشتن خدعه کرده است نه با خدا، پرسیدند چگونه می توان با خدا خدعه کرد؟ فرمود: به امر خدای عزوجل عمل کند ولی منظورش غیر خدا باشد، پس در موضوع ریا از خدا بترسید؛ زیرا آن شرک به خدا است. همانا ریا کار در روز قیامت به چهار اسم می خوانند. او را می گویند: ای کافر، ای فاجر، ای حیله گر، ای زیان کار، عملت بیهوده گشت و پای مال شد و بهره ای در این روز برای تو نخواهد بود، پاداش عمل خود را از کسی بگیر که برای او عمل را انجام داده ای.[26] تذکر: امام علی علیه السلام: «اتَّقُوا مَعَاصِيَ اللَّهِ فِي الْخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِم»[27]از نافرمانی خدا و گناه در خلوت ها، بپرهیزید؛ زیرا همان که شاهد و گواه است، داوری می کند. گلبرگ 11موضوع: گل و خارمقدمه:آن چنان کز رفتن گل خار می ماند به جا از جوانی حسرت بسیار می ماند به جا[28]هر جا گلی بوده است در کنارش خاری هم وجود داشته است. چنان که جامی می گوید:گل بی خار نچیده است کسی گنج بی رنج ندیده است کسی[29]توضیح: سعدی می سراید:گل از خار است و ابراهیم از آذر هنر بنمای اگر داری نه گوهر[30]هنر این است که انسان در زمانی که قدرت بر گناه کردن دارد و جوان است، پاک باشد و پاک زیستن و دامن خود را آلوده نساختن، بزرگ ترین هنر انسان های بزرگ است.ما می بینیم که در میان خارهای خشک و خشن، گل های لطیف و نرم می روید و درمیان نازیبایی خار ها، زیبایی چون گل ترسیم می شود.نتیجه گیری در تمثیل:پاک بودن از گناه: بهترین لحظه عمر آدمی، دوران جوانی است یا به یک تعبیر دیگر، گل عمر انسان جوانی است. کار نکنیم که بعد از پایان یافتن دوران جوانی، چیزی جز حسرت و پشیمانی در دست نداشته باشیم. همان طور که از گل، تنها خار باقی می ماند.از خداوند کمک بخواهیم که در دوران جوانی که اوج بروز شهوت و خود کامگی است تنها گل باشیم و جنبه های حیوانیت و شهوانیت که خار انسانیت است، ما را به انحراف نکشاند.در گلستان هستی برای باغبان حقیقی که خداوند است، گلی به دست باشیم نه خاری به چشم.بیشتر بدانیم:به آب روان گفت گل کاز تو خواهم که رازی که گویم به بلبل بگوییپیام ار فرستد، پیامش بیاری به خاک ار در افتد، غبارش بشوییبگویی که: ما را بود دیده بر ره که فردا بیایی ما را ببوییبگفتا به جوی، آب رفته نیاید نیابی مرا، گرچه عمری بجوییپیامی که داری به پیک دگر ده به امید من هرگز این ره نپوییمن از جوی چون بگذرم، برنگردم چون پژمرده گشتی تو، دیگر نروییبه فردا چه می افکنی کار امروز؟ بخوان آن کسی که مشتاق اوییبد اندیشه گیتی به ناگه بدزد زبلبل خوشی و زگل خوب روییچو فردا شود، دیگرت کس نبوید که بی رنگ و بی بوی، چون خاک کوییچون آب روان خوش کن این مرز و بگذر تو مانند آبی که اکنون به جویینکو کار شود تا توانی، که دایم نمانده است در روی نیکو، نکوییتو پاکیزه خود را شکیبی نباشد چو گردون گردان کند تندخویی[31]تذکر: گوشه ای از نامه امام علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام:1-به نیکی ها امر کن و خود نیکو کار باش2-با دست و زبان، بدی ها را انکار کن3-بکوش تا از بد کاران دو ر باشی4-در راه خدا آن گونه که شایسته است تلاش کن5-هرگز سرزنش ملامت گران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد6-برای حق، در مشکلات و سختی ها شنا کن7-شناخت خود را در دین به کمال رسان.8-خود را برای استقامت در برابر مشکلات عادت ده. که شکیبایی در راه حق عادتی پسندیده است.9-در تمام کارها خودت را به خدا بسپار. که به پناه گاه مطمئن و نیرمندی رسیده ای.10- در دعا با اخلاص پرودگارت را بخوان، که بخشیدن و محروم کردن به دست اوست.[32] گلبرگ 12موضوع: گل و شبنممقدمه:گرفت دامن گل شبنم از سحر خیزی تو هم شبی رخ از اشک تازه دار مخسب[33]قطره های شبنم را که می بینیم ملتمسانه دامن گل را چنگ زده اند، حتما گل، جلوه ای از خود را نشان داده است که شبنم به در خانه او آمده است.تا یک قدم جلو نیامده باشد، چگونه شبنم صد ها فرسنگ راه را طی نموده است و نازل شده باشد بر برگ گل؟!توضیح: عالمان دین همیشه گفته اند: بهشت را به بها دهند نه به بهانه.اگر بناست خداوند دست انسان را بگیرد، ابتدا می بایست انسان دست خود را به سوی او دارز کرده باشد تا دست گیر او باشند.اگر انسان رضایت خدا را می خواهد که بالاترین درجه و مرتبه است، می بایست اهل عمل باشد و ایمان به تنهایی کافی نیست.از ضرب المثل های هندی است که می گوید: گل کاغذین را به شبنم چه کار؟[34]نتیجه گیری در تمثیل:ایمان و عمل صالح:به عمل کار برآید به سخن دانی نیست.[35]اگر انسان رضایت الهی و به دنبال آن بهشت پر از نعمت می خواهد، ایمان به تنهایی که بگوید من خدا را قبول دارم ولی عملی انجام نمی دهم، فایده ای ندارد.اگر گل شب تا صبح خواب بود و شکوفا نمی شد چگونه قطرات شبنم مانند در، بر او می نشست و او را تزیین می نمود؟!پس در قبال سحر خیزی گل بود که شبنم به او ارزانی شد.ما هم باید بعد از ایمان به خدا، به دنبال شناخت دستورات و خواسته های خدا باشیم که چه کارهایی خدا را خشنود و چه کارهایی او را ناراحت و خشمگین می سازد تا کارهای دسته اول را انجام دهیم و از کارهای دسته دوم بپرهیزیم.بیشتر بدانیم:سعدی سخنی زیبا دارد که می گوید: دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند؛ یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت ونکرد.علم چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست نادانینه محقق بود نه دانشمند چارپایی برو کتابی چندآن تهی مغز را چه علم و خبر که برو هیزم است یا دفتر[36]تلمیذ بی ارادت عاشق بی زر است و رونده بی معرفت مرغ بی پر. عالم بی عمل درخت بی بر و زاهد بی عمل خانه بی در.یکی را گفتند عالم بی عمل به چه ماند؟ گفت: به زنبور بی عسل.زنبور درشت بی مروت را گوی باری چو عسل نمی دهی نیش مزن[37]تذکر:برای کسانی که گناه را لذت و بندگی خدا را نوعی سختی و مشقت می دانند، امام علی علیه السلام یک پیام دارد:«شتّان بين عملين: عمل تذهب لذّته و تبقى تبعته، و عمل تذهب مئونته و يبقى أجره.»چقدر فاصله بین دو عمل است: عملی که لذتش می رود و کیفر و عذاب آن می ماند و عملی که رنج و سختی آن می گذرد و پاداش آن ماندگار است.[38]گلبرگ 13موضوع: تماشای گلمقدمه:از قاصدان شنیدن پیغام دوستان گل را به دست دیگری از باغ چیدن است[39]تماشای گل و لمس کردن او و استشمام بوی خوش او از نزدیک و در کنار او لذت دارد و انسان را سرزنده و با نشاط می کند؛ نه این که گل چیده شده را از دست دیگری گرفتن و بویدن.توضیح:هرچند گل چیده شده و در جایی خارج از باغ و گلشن گرفتن، بهره ای داشته باشد ولی بهره او به اندازه زمانی که مستقیم او را بر سر شاخه و از اصل تماشا می کنی، نمی رسد.بهره کافی و وافی زمانی است که به تعبیر کمالی:گل کرد مشق عشوه و بلبل ترانه را من درس عشق خواندم و او درس دلبری[40]لذتی که بلبل با ترانه خواندن در کنار گل بر سر شاخسار می برد، هرگز با نگاه مایوسانه اش در کنار شاخه گل چیده شده و یا پژمرده شده، قابل مقایسه نیست.نتیجه گیری در تمثل:به دنبال اصل و حقیقت باشیم: عشق حقیقی در این عالم هستی، خداوند عزیز است و باید برای شناخت و درک صفات او، به دنبال حقیقت و برای دست یابی به حقیقت دست به مطالعه و تحقیق و پرس وجو بزنیم.توحید یا همان خداشناسی، نبوت یا همان پیامبر شناسی، امامت یا همان امام شناسی، معاد یا همان آخرت شناسی که جزء اصول دین ماست را باید خودمان پیدا کنیم و بپذیریم نه تقلیدی از دیگران باشد.به اصول دین باید مستقیما و با عقل خود رسید ، نه از دست دیگران بگیریم.لذت و عمق درکی که با مطالعه و تحقیق و سپس فکر کردن خود انسان می برد ، هرگز قابل مقایسه با لقمه آماده ای که از دست دیگران می گیرد، نیست. البته می توان در این راه از تجربیات بزرگ تر ها استفاده کرد.بیشتر بدانیم: به جهت کسب اطلاعات بیشتر در زمینه اصول دین و عقائد دین مبین اسلام، برنامه مطالعاتی زیر را به عزیزان توصیه می کنیم: تذکر:امام صادق علیه السلام به زراره فرمودند: اگر زمان غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه را درک کردی، این دعا را بخوان: ِاللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي[41] خداوندا“ خودت را به من بشناسان که اگر تو را نشناختم، نبی تو را نخواهم شناخت.خداوندا“ رسول خودت را به من بشناسان که اگر رسول تو را نشناختم، حجت تو را نخواهم شناخت.خداوندا” حجت خودت را به من بشناسان که اگر حجتت را نشناختم، از دین خودم گمراه شدم. گلبرگ 14موضوع: دشمنان گلمقدمه: هر موجودی که نگاه می کنیم، می بینیم یک دوستانی دارد و یک دشمنانی. حیوانات را وقتی می بینیم، هرکدام دشمن خاص خود را دارند. از پرندگان در هوا گرفته تا ماهیان دریا. انسان ها هم برخی دشمن برخی دیگرند و به دنبال شکست و از بین بردن یکدیگر هستند. در میان نباتات یا گیاهان نیز می بینیم بهترین زمان برای آن ها فصل بهار است و دشمن آن ها فصل پاییز و خزان.توضیح:گاهی انسان فکر می کند که گل با آن همه جمال و زیبایی که دارد نباید دشمن و بدخواهی داشته باشد و همه باید خاطر خواه و یار او باشند ولی می بینیم که گاهی اوقات هم از بیرون و هم از داخل مورد هجوم حمله هایی قرار می گیرد. فرق نمی کند که این حمله ها خواسته باشند یا ناخواسته.گاهی حمله دفعی و یک مرتبه انجام می شود مثلا شخص رهگذری یک مرتبه گل را از شاخه جدا می کند و برای لذت آنی خود، به گل اجازه ادامه حیات را نمی دهد و گل پس از لحظاتی خشکیده می شود و گاهی حمله کم کم صورت می گیرد و کم کم باعث مرگ گل می شود؛ مثل کسی که آب را بر گل قطع می کند، وقتی آب به گل نرسید، بالاخره پس از چند روز پژمرده می شود و در نهایت از شاخه می افتد.وقتی فصل پاییز از راه می رسد، کم کم برگ ها رو به زردی می روند و کم کم رطوبت و طراوت آن ها خشک می شود و در نهایت از بین می رود.پس گاهی خواسته یا ناخواسته برای گل با این همه جمال و زیبایی، دشمن پیدا می شود و او را نابود می سازد.نتیجه گیری در تمثیل:دانی که چه گفت زال با رستم گرد دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد[42]دشمن شناسی: حال که دانستیم همه ما دشمن داریم و دشمن ما لحظه ای نمی خوابد و مرتبا در حال برنامه ریزی و نقشه کشی است برای ما، ما هم باید بیدار باشیم و دشمنان خود را از دوستان خود جدا سازیم و نکند دشمن را به جای دوست برای خود انتخاب کنیم.دشمن الف) خارجی 1- حمله سخت 2- حمله نرم ب) داخلیگاهی کسانی از خارج به فکر از بین بردن ما و سود جویی از ما هستند که گاهی با حمله ها و ربودن های ناجوانمردانه اتفاق می افتد و گاهی هم با برنامه ریزی، اول فکر ما را به غارت می برند و سپس فرهنگ و سایر عقائد ما.یک دختر به خاطر ظرافت و لطافتی که دارد، دشمنان بیشتری هم دارد. گاهی هوای نفس از درون ، دشمن ما می شود و ما را از راه مستقیم، منحرف می کند و گاهی شیطان های انسان نمای در خارج.بیشتر بدانیم:دشمن تو نفس توست خوار کن او را تا نشود چیره و قوی به تو دشمن[43]از گذشته مردان خدا چنین می گفته اند: گر بر سر نفس خود امیری مردی.دشمن شناسی برای هر انسانی از ضروریات زندگی اوست، چرا که انسان اگر دشمن و حیله های دشمن را نشناسد، فریب ظاهر زیبای او را می خورد و ناگهان می بیند که به جای یافتن راه هدایت، درون چاه ضلالت سقوط کرده است.به جز از دشمن درونی که همان نفس اماره است و انسان را همیشه به سمت کارهای بد و گناه دعوت می کند دشمن خارجی ما هم با ما می جنگد.یکی از شیوه های هجوم دشمن خارجی و بیگانه همان جنگ نرم است که خوب است با ابزار های این جنگ آشنا باشیم.ابزار های جنگ نرم دیگر تفنگ و توپ و تانک نخواهد بود؛ زیرا این ابزار و وسائل برای جنگ سخت استفاده می شود، بلکه از ابزاری هم چون قلم و رسانه و انواع مد و نماد استفاده می کنند تا تفکر خود را در ذهن ما جای دهند.دشمن به این نتیجه رسیده است که به جای این که با یک گلوله قلب یک جوان را سوراخ کند، او را آشنا با انواع مواد مخدر کند، کم کم قلب او سوراخ و سپس از بین می رود؛ مرگی که شاید صدا هم نداشته باشد.جوانی که باید اهل علم و شور و نشاط دینی باشد، او را گرفتار می کند به انواع مدل های آرایش و لباس، تا دیگر وقت فکر کردن و اندیشیدن و زندگی بدون اضطراب را نداشته باشد.جوانی که باید درس های معرفتی و اخلاق نیکو را یاد بگیرد، توسط سینما، فلیم هایی ساخته می شود که بی بند و باری، عدم اعتماد به خانواده و سست کردن بنیان خانواده و دوستی های خیابانی که عاقبتی جز پشیمانی و ضرر به همراه ندارد، آموزش می دهند. و هزران ترفند برای جنگیدن با جوانان مسلمان.در این زمان هجوم فتنه ها و نیرنگ ها، اگر بخوابیم، هم به خود ، هم به اطرافیان و هم به خدای خود خیانت کرده ایم. پس ای عزیزان بیدار باشیم و نگذاریم دچار شبیخون دشمن شویم و این است معنای بصیرت.تذکر:امام علی علیه السلام :أَصْدِقَاؤُكَ ثَلَاثَةٌ وَ أَعْدَاؤُكَ ثَلَاثَةٌفَأَصْدِقَاؤُكَ صَدِيقُكَ وَ صَدِيقُ صَدِيقِكَ وَ عَدُوُّ عَدُوِّكَ وَ أَعْدَاؤُكَ عَدُوُّكَ وَ عَدُوُّ صَدِيقِكَ وَ صَدِيقُ عَدُوِّك[44] دوستان تو سه گروهند و دشمنان تو نیز سه دسته اند؛ اما دوستانت، دوست تو و دوست دوست تو و دشمن دشمن تو است. و اما دشمنانت، پس دشمن تو و دشمن دوست تو و دوست دشمن تو است. منابع:1-قرآن کریم2-ترجمه قرآن کریم، ابوالفضل بهرام پور3-دیوان پروین اعتصامی، انتشارات افسانکده، چ اول 13884-کلیات سعدی، انتشارات بهزاد، تهران، چ اول 13825-نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی6-لغتنامه دهخدا، علی اکبر دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران، چ2 ، 13777-امثال و حکم، علی اکبر دهخدا، انتشارات امیر کبیر، اسفند 13388-دانستنی ها اسلامی برای نوجوانان، باسرپرستی سید مهدی شجاعی، انتشارات کانون پرورش فکر کودکان و نوجوانان چ1، 13879-دائرة المعارف التشیع، انتشارات شهید سعید محبی، چ3، 137510- ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق(ره)، ترجمه علی اکبر غفاری، چاپ کتاب فروشی صدوق تهران11- نشریه مهر باران، ش 7، آذر 1390، امور فرهنگی دانشگاه قم12- ماوراء الفقه، شهید سید محمد صدر، انتشارات دار الاضواء بیروت، 1420 هـ ق13- رسائل حجابیة، رسول جعفریان، انتشارات دلیل ما، چ2، 1428هـ ق14- منتهی المقال فی احوال الرجال، محمد بن اسماعیل حایری مازندرانی، انتشارات موسسه ال البیت علیهم السلام چ 1، 1416هـ ق15- بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، انتشارات موسسه التبع و النشر، چ1، 1410هـ ق16- الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، انتشارات دار الکتب الاسلامیة، چ4، 1407هـ ق17- الوافی، محمد محسن فیض کاشانی، انتشارات کتابخانه امام امیر المومنین علی علیه السلام، چ1، 1406هـ ق18- مرآة العقول فی شرح اخبار الرسول، محمد باقر مجلسی، انتشارات دار الکتاب الاسلامیة، چ2، 1404 هـ ق.19- وسائل الشیعه، محمد بن حسن حر عاملی، انتشارات موسسه آل البیت علیهم السلام، چ1، 1409 هـ ق20- مستدرک الوسائل، میرزا حسین محدث نوری، انتشارات موسسه ال البیت علیهم السلام، چ1، 1408 هـ ق21- قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، انتشارات دار الکتب الاسلامیة، چ6، 1412هـ ق22- دیوان صائب تبریزی.23- رنجبر، محمد رضا؛ سلوک باران ، دفتر اول،انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی،چ2، 1388
[1] ماوراء الفقه، ج 6، ص 80، ج 9، ص 220. رسائل حجابیة، ج 2 ، ص 982. منتهی المقال فی احوال الرجال، ج7 ، ص465.
[2] نهج البلاغه، خطبه 234. بحار الانوار، ج100، ص238.
[3] بقرة، آیه 148
[4] کافی، ج 15، ص 701. الوافی، ج2، ص 457. مرأة العقول فی شرح اخبار الرسول، ج 26، ص 412.
[5] بحار الانوار،
[6] وسائل الشیعه، ج12،ص153. مستدرک الوسائل،ج8،ص443.
[7] دانستی های اسلامی برای نوجوانان، ج1،ص359
[8] نهج البلاغه، حکمت 374. وسائل الشیعة، ج16، ص134. بحار الانوار، ج97،ص 89
[9] احزاب، آیه 59
[10] ترجمه قرآن کریم، بهرام پور
[11] قاموس قرآن، ج 2 ص 41
[12] ر. ک. نشریه مهر باران، شماره 7، ص 10
[13] خزینة الجواهر، ص 586
[14] نهج البلاغه حکمت 32
[15] جمعه، آیه 1
[16] دیوان سعدی
[17] انعام، آیات 76-79، ترجمه ابوالفضل بهرام پور
[18] نهج البلاغه، حکمت 208
[19] گلستان سعدی، باب اول، حکایت 4
[20] دیوان وحشی بافقی
[21] گلستان سعدی
[22] همان
[23] امثال و حکم ، ج 3، ص 1319
[24] نهج البلاغه، نامه 31
[25] دائرة المعارف تشیع، ج2،ص18
[26] ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، ص 579
[27] نهج البلاغه، حکمت 324
[28] دیوان صائب تبریزی، غزل شماره 2
[29] امثال و حکم، ج3، ص 1319
[30] همان
[31] دیوان پروین اعتصامی، ص214
[32] نهج البلاغه، نامه 31
[33] دیوان صائب تبریزی، غزل شماره 26
[34] امثال و حکم، ج3،ص1320
[35] دیوان سعدی
[36] کلیات سعدی، ص 107
[37] همان ص 118
[38] نهج البلاغه، حکمت 121
[39] دیوان صائب تبریزی، غزل شماره 33
[40] امثال و حکم، ج3 ، ص 1320
[41] کافی، ج1، ص 337، باب فی الغیبة. بحار الانوار، ج92 ، ص 326
[42] دیوان سعدی
[43] حاج سید نصر الله تقوی
[44] نهج البلاغه، خطبه 295
[1] ماوراء الفقه، ج 6، ص 80، ج 9، ص 220. رسائل حجابیة، ج 2 ، ص 982. منتهی المقال فی احوال الرجال، ج7 ، ص465.
[2] نهج البلاغه، خطبه 234. بحار الانوار، ج100، ص238.
[3] بقرة، آیه 148
[4] کافی، ج 15، ص 701. الوافی، ج2، ص 457. مرأة العقول فی شرح اخبار الرسول، ج 26، ص 412.
[5] بحار الانوار،
[6] وسائل الشیعه، ج12،ص153. مستدرک الوسائل،ج8،ص443.
[7] دانستی های اسلامی برای نوجوانان، ج1،ص359
[8] نهج البلاغه، حکمت 374. وسائل الشیعة، ج16، ص134. بحار الانوار، ج97،ص 89
[9] احزاب، آیه 59
[10] ترجمه قرآن کریم، بهرام پور
[11] قاموس قرآن، ج 2 ص 41
[12] ر. ک. نشریه مهر باران، شماره 7، ص 10
[13] خزینة الجواهر، ص 586
[14] نهج البلاغه حکمت 32
[15] جمعه، آیه 1
[16] دیوان سعدی
[17] انعام، آیات 76-79، ترجمه ابوالفضل بهرام پور
[18] نهج البلاغه، حکمت 208
[19] گلستان سعدی، باب اول، حکایت 4
[20] دیوان وحشی بافقی
[21] گلستان سعدی
[22] همان
[23] امثال و حکم ، ج 3، ص 1319
[24] نهج البلاغه، نامه 31
[25] دائرة المعارف تشیع، ج2،ص18
[26] ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، ص 579
[27] نهج البلاغه، حکمت 324
[28] دیوان صائب تبریزی، غزل شماره 2
[29] امثال و حکم، ج3، ص 1319
[30] همان
[31] دیوان پروین اعتصامی، ص214
[32] نهج البلاغه، نامه 31
[33] دیوان صائب تبریزی، غزل شماره 26
[34] امثال و حکم، ج3،ص1320
[35] دیوان سعدی
[36] کلیات سعدی، ص 107
[37] همان ص 118
[38] نهج البلاغه، حکمت 121
[39] دیوان صائب تبریزی، غزل شماره 33
[40] امثال و حکم، ج3 ، ص 1320
[41] کافی، ج1، ص 337، باب فی الغیبة. بحار الانوار، ج92 ، ص 326
[42] دیوان سعدی
[43] حاج سید نصر الله تقوی
[44] نهج البلاغه، خطبه 295
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 10:8 توسط سین الف صاد
|
تا شرک وکفر هست مبارزه هست